![]() |
![]() |
|
|
سلا م خوبید؟
عشقم صبا خانوم اومده پیشم. پس معلومه دیگه من خوبم بهتر از این نمیشم. خواهرم و صبا کوچولو دیشب اومدن تا اخر ماه اینجا هستند. ۳ ماه بود که صبا رو ندیده بودم. صبا دیگه کوچولو نیست بزرگ شده. خانوم شده.از صبح تا شب شیطنت میکنه. شیرین و بامزه هست. میگه تاب تاب عباسی.بهش بگی کلاغه میگه ...صبا میگه قار قار دیگه انگشت رو میگه اندوشت دکمه رو میگه دوک دایی رو میگه دا داا دااا
حسابی باهوشه. هرچی هم شیطنت میکنه خسته نمیشه.منم دورش میچرخم. دیگه خیلی کارا میکنه.از مبل بالا میره درای کمدو باز میکنه همه چیز رو بیرون میاره .. وقتی میخنده خیلی شیرین میشه. هر کسی به بچه ها علاقه ایی نداره صبا رو ببینه مجذوبش میشه. دیگه مشغول بازی کردن بودم امروز اصلا درس نخوندم.! رتبه اولین از.مون پا.رسه مجمو.عه کامپیو.تر گر.ایش هو.ش هم از ۲۲۰۲ نفر ۲۴۲ شدم. این رتبه نسبت به پارسال خیلی بهتره ولی چیزی که میخوام نیست. من میتوانم. من هدفی دارم .که میتوانم. فقط باید از بعضی از خواسته ها و سرگرمی ها گذشت تا به هدفم برسم. برام دعا کنید. صبا سلام میرسونه.
شب بهم خانومه بهم اس داد که نگاهت امروز پر از ابهام بود سوال برانگیز بود...... این اس رو که دیدم بدجور اعصابم بهم ریخت.خیلی زشت شد که نشناختمش . اس دادم که اشنا بودید ولی در اون لحظه نشناختمتون. خدایی من عاشق بچه کوچولو ها هستم.صبا خیلی دختر شیرین و شیطونیه. راستی برام دعا کنید..این رتبه ازمون اول به خاطر دعا های شما هستش .ممنونم دوستای خوبم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/08/04ساعت 23:26 توسط من میتوانم! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
صبا رو نیگاه کنید.
دوستای خوبم برام دعا کنید تا در کنکور ارشد با بهترین رتبه قبول بشم. |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 مهر 1387 تیر 1386 آذر 1385 |
|
RSS
|